على محمدى خراسانى
195
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
فلا وجه لما ( زعمه بعض الأجلة من الاختصاص باسم الفاعل و ما بمعناه من الصفات المشبهة و ما يلحق بها و خروج سائر الصفات ) . و لعل منشأه توهم كون ما ذكره لكل منها من المعنى مما اتفق عليه الكل و هو كما ترى . و اختلاف أنحاء التلبسات حسب تفاوت مبادى المشتقات بحسب الفعلية و الشأنية و الصناعة و الملكة حسب ما نشير إليه لا يوجب تفاوتا فى المهم من محل النزاع هاهنا كما . مقدمات مبحث مشتق مرحوم آخوند مىفرمايد : پيش از اينكه اقوال و انظار را مطرح كنيم ، و ادلّهء اقوال و نقد و بررسى آراء را بيان نماييم و قول حق را اختيار كنيم ، بجاست شش امر را به عنوان مقدمات مبحث مشتقّ بيان نماييم . مقدمه اول : اين مقدمه راجع به معناى مشتقّ است . « ما المراد من المشتق المبحوث عنه » ؟ مشتقّ در اصل لغت ، مطلق چيزهايى است كه از چيز ديگر منشعب شده و از آن گرفته مىشوند و بر آن متفرع مىگردند . مانند لفظى كه از لفظ ديگر مشتق مىشود ، يا جدول و جوى آبى كه از رودخانهاى منشعب مىگردد ، يا لولههاى فرعى كه از لولهء اصلى منشقّ مىشوند . « 1 » مشتق در اصطلاح نحوى عبارت است از : « كل لفظٍ يؤخذ من لفظٍ آخر مع اشتماله على حروفه و موافقته معه فى الترتيب » ؛ يعنى مشتق آن لفظى است كه از لفظ ديگر گرفته مىشود ؛ اما با مراعات دو خصوصيّت : 1 . اينكه حروف اصلى مشتق منه را دارد ؛ مثل يضرب كه از ضرب گرفته شده و حروف اصلى ( ضاد ، راء ، باء ) را داراست . 2 . اينكه در ترتيب حروف اصلى هم با مبدء اشتقاق هماهنگ است . « 2 » طبق اين تعريف كلماتى مانند : زوج ، زوجه ، رقّ ، حرّ ، عبد ، امة و . . . از جوامد مىباشند ؛ چون از چيزى و لفظى گرفته نشدهاند . ولى كليّهء مصادر مزيدٌ فيه ، و مصادر ثلاثى مجرّد و افعال از مشتقّات مىباشند ؛ چون از لفظ ديگر اخذ شدهاند . امّا مشتقّ اصولى : در علم اصول از هر مشتقّ نحوى و غير نحوى گفتوگو نمىشود ؛ بلكه دربارهء مشتقّى كه داراى دو ويژگى مهم باشد بحث مىشود : ويژگى اوّل : جرى بر ذات داشته باشد ؛ يعنى با ملاحظهء ويژگىاى كه در ذات وجود دارد ( مبدأ علم و ضرب و . . . ) از آن انتزاع شده و بر ذات قابل حمل باشد و ميان ذات و وصف عنوانى يا مشتق ، نوعى اتّحاد و هو هويت و اين همانى وجود داشته باشد .
--> ( 1 ) . بدائع الافكار ، ص 172 . ( 2 ) . كفاية الاصول المحشّى ، ج 1 ، ص 218 ، چاپ لقمان .